1 ماهگی
عزیز مامان اینجا یک ماهه شدی ، روزها تخت می خوابیدی و شبها تا صبح بیدار می موندی و شیر می خوردی شبها که گریه می کردی خیلی ناراحت می شدیم و با بابا مجید مرتب می چرخوندیمت تا ساکت بشی و خوابت ببره برات یه پستونک خریدیم خیلی دوستش داشتی و مرتب می خوردیش میتونستی گردن بگیری و این باعث شده بود من و بابایی خیلی خوشحال بشیم زندگیمون واقعا تو این یک ماه یه رنگ دیگه داشت امیدوارم همیشه صحیح و سلامت باشی ...
نویسنده :
سحر
14:59



