آدریناآدرینا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

آدرینا خوشنویسان

1 ماهگی

  عزیز مامان اینجا یک ماهه شدی ، روزها تخت می خوابیدی و شبها تا صبح بیدار می موندی و شیر می خوردی   شبها که گریه می کردی  خیلی ناراحت می شدیم و با بابا مجید مرتب می چرخوندیمت تا ساکت بشی و خوابت ببره  برات یه پستونک خریدیم خیلی دوستش داشتی و مرتب می خوردیش میتونستی گردن بگیری و این باعث شده بود من و بابایی خیلی خوشحال بشیم زندگیمون واقعا تو این یک ماه یه رنگ دیگه داشت امیدوارم همیشه صحیح و سلامت باشی          ...
13 تير 1390

زردی

آدرینای عزیزم روز چهارم زندگیت بود که زردی گرفتی و ۲ روز در بیمارستان بستری شدی ...
28 خرداد 1390

عفونت ادرار

وای خدای من چرا اینقدر فرشته کوچولوی مامان مریض میشه مامانی عفونت ادرار گرفتی و ۸ روز تو بیمارستان بستری شدی من و بابایی که فقط کارمون گریه بود چون به اون دستای کوچولوت سرم وصل کرده بودند . ...
15 اسفند 1389